از محمود کاوه دختری 2 ساله به نام «زهرا» به یادگار ماند که عکس زیر مربوط به او می باشد. زهرا کاوه لباس پدر را به تن کرده است تا نشان دهد راه پدرش را ادامه خواهد داد.




حتی در قرآن سوره ای به نام یک زن وجود دارد. سوره مبارکه "مریم".
خداوند در آیات پایانی سوره تحریم چهار زن را برای کافران و مومنان مثال می زند. برای کفار همسر نوح و لوط (علیهم السلام) و برای مومنان همسر فرعون و حضرت مریم.
ابتدا می فرماید: "ضرَب اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَاَت نُوحٍ وَ امْرَأَت لُوطٍ کانَتَا تحْت عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صلِحَینِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنهُمَا مِنَ اللَّهِ شیْئاً وَ قِیلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّخِلِینَ" خداوند براى کسانى که کافر شدهاند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو [پیامبر] سودى به حالشان [در برابر عذاب الهى] نداشت، و به آنها گفته شد: (وارد آتش شوید همراه کسانى که وارد مىشوند.) (تحریم/10)
در کتب لغت کلمه «خیانت» و «نفاق» با اندک تفاوتی به یک معنا آمده است. خیانت به معناى مخالفت با حق به وسیله نقض سرى عهد است و مقابل معنای امانت. این دو زن به همسرانشان که پیامبر الهی بودند خیانت کرده و از راه حق منحرف شدند.
سوره هود در مورد همسر نوح می گوید: "حتى اذا جاء امرنا و فار التنور قلنا احمل فیها من کل زوجین اثنین و اهلک الا من سبق علیه القول..." تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید و تنور جوشیدن گرفت؛ (به نوح) گفتیم: از هر جفتى از حیوانات یک زوج در آن (کشتى) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) مگر آنها که قبلاً وعده هلاک آنان داده شده (همسر و یکى از فرزندانت)... (هود/40)
و در داستان لوط (علیه السلام) درباره همسرش آمده: "... فاسر باهلک بقطع من اللیل و لا یلتفت منکم احد الا امراتک انه مصیبها ما اصابهم..." (فرشتگان عذاب) گفتند: اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم، آنها هرگز دسترسى به تو پیدا نخواهند کرد. در دل شب خانوادهات را حرکت ده و هیچ یک از شما پشت سرش را نگاه نکند؛ مگر همسرت، که او هم به همان بلایى که آنها گرفتار مىشوند، گرفتار خواهد شد. (هود/81)
عاقبت این دو زن شقاوت و هلاکت بود. به ایشان گفته شد با سایرین (که نسبتی با انبیا نداشتند) داخل آتش شوید. (سوره تحریم)
چهارمین بانویی که خداوند به او مثال می زند مریم (علیها السلام) است. علامه طباطبایی در المیزان آورده: در خصوص مریم (علیهاالسلام) مى بینیم که (قرآن) به نام مبارکش تصریح نموده، ولى درباره همسر فرعون چنین کارى نکرد.
اصولاً در قرآن کریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده. تنها آن جناب است که در حدود بیست و چند سوره و سى و چند آیه نامش آمده است
فرجام خیانت به خدا و رسول همین است، حتی اگر خائن نزدیک ترین فرد به انبیا باشد، حتی همسر. همسر دو پیامبرى که خداى تعالى عبد صالحشان نامید، خیانت کردند، با اینکه هم بستر پیامبر بودند، همسرى آنان سودى به حالشان نبخشید و بدون هیچ ارفاقی در زمره هالکان به هلاکت رسیدند.
و در مثل دیگر می فرماید: "وَ ضرَب اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا امْرَأَت فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَت رَب ابْنِ لى عِندَک بَیْتاً فى الْجَنَّةِ وَ نجِّنى مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظلِمِینَ. وَ مَرْیمَ ابْنَت عِمْرَنَ الَّتى أَحْصنَت فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَ صدَّقَت بِکلِمَتِ رَبهَا وَ کُتُبِهِ وَ کانَت مِنَ الْقَنِتِینَ" ؛ و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: پروردگارا خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش. و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم؛ او کلمات پروردگار و کتاب هایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود. (تحریم11و12)
در شرایطی که کفر فرعون او را به جایی رساند که خود را خدا می خواند : "انا ربکم الاعلی" (نازعات 24)، همسرش ایمانى خالص به خدا داشت و خدا او را نجات داد و داخل بهشتش کرد و قدرت همسرى چون فرعون و کفرش نتوانست به ایمان وى خدشه اى وارد سازد.
همسر فرعون " آسیه بنت مزاحم" از زمانی که معجزه موسی(علیه السلام) را در مقابل ساحران مشاهده کرد از اعماق قلبش ایمان آورد، ولی ایمانش را مکتوم داشت. هنگامى که فرعون از ایمانش باخبر شد او را نهى، و اصرار بر ترک آیین موسى(علیه السلام) کرد ولى این زن با استقامت هرگز تسلیم خواسته فرعون نشد.
آسیه همسر فرعون بزرگ بود. با اینکه همه لذات دنیوی برایش فراهم بود از آنها چشم پوشیده، دنبال قرب الهی بود و خداوند آرزوی او را در دعایی مختصر آورده: "پروردگارا! خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش."
رسول خدا (صلی الله علیه وآله)در روایتی درباره برترین زنان می فرمایند: افضل زنان اهل بهشت خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد 9، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون است.
در فضیلت او همین بس که خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذکر کرده که گفت: «رب ابن لى عندک بیتا فى الجنه»
سرانجام آسیه به دستور فرعون به طرز وحشتناکی به شهادت رسید. در روایات آمده: "وقتى او را براى عذاب حاضر کردند، دعایى کرد که خداوند آن را در قرآن کریم حکایت نموده: «رب ابن لى عندک بیتا فى الجنه ...» و خداى تعالى دعایش را مستجاب نمود و قبل از شهادت خانه خود را در بهشت دید، آنگاه جان شریفش از کالبد جدا شد، و سپس صخره بسیار بزرگى را بر جسد بی جانش انداختند.
پس سعادت و رستگارى مؤمنین تنها به خاطر ایمان خالص به خدا و رسول و تواضع و حسن اطاعتشان بوده و اتصال و خویشاوندى که با کفار داشتند ضررى به حالشان نداشت و تنها ملاک کرامت نزد خدا تقوا است.
چهارمین بانویی که خداوند به او مثال می زند مریم(علیهاالسلام) است. علامه طباطبایی در المیزان آورده: در خصوص مریم (علیهاالسلام) مى بینیم که(قرآن) به نام مبارکش تصریح نموده، ولى درباره همسر فرعون چنین کارى نکرد. اصولا در قرآن کریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده. تنها آن جناب است که در حدود بیست و چند سوره و سى و چند آیه نامش آمده است.
خدا مریم(علیهاالسلام) را با صفاتی می ستاید: پاکی و عفت، تصدیق کننده کلمات الهی و کتب آسمانی،اطاعت خداوند وخضوع در برابرش و او را به سبب این ویژگی هایش مثلی برای مؤمنان می داند.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در روایتی درباره برترین زنان می فرمایند: افضل زنان اهل بهشت خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد ، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون است. در فضیلت او همین بس که خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذکر کرده که گفت: «رب ابن لى عندک بیتا فى الجنه»
صدای خدا را می خواستم بشنوم
ندا آمد: به ناله وتوبه گنهکار گوش کن
***********************
می خواستم خدا را نوازش کنم...
ندا رسید: کودک یتیم را نوازش کن
***********************
گفتند: دستان افتاده ای را بگیر
***********************
خواستم چهره خداوند را ببینم...
ندا آمد: بصورت مادرت بنگر...
***********************
گفتند: بی رنگی عارفان را بنگر...
***********************
می خواستم دست خدارا ببوسم
ندا رسید: دست کارگری را که درست کار می کند ببوس...
***********************
خواستم به خانه خدا بروم
صدا آمد: قلب انسان مومن را زیارت کن
***********************
خواستم صدای نفس خدا رااحساس کنم...
ندا آمد: صدای نفس عاشق صادق را بشنو
***********************
خواستم خدا را در عرش ببینم
ندا رسید: به انسانی که به دستور خدا حرکت میکند بنگر...
***********************
گفتند: از پرخوری و شکم سیر فاصله بگیر...
می خواستم به خدا به پیوندم...
ندا آمد: از بقیه ببر...حتی از خودت...
خواستم صبر خدای را ببینم...
صدا آمد: بر زخم زبان بندگان تحمل کن
***********************
خواستم سیاست الهی را مشاهده کنم...
ندا آمد: عاقبت گردنکشان را ببین...
***********************
ندا آمد: ارحام و خویشانت را یاد کن.
***********************
خواستم که دیگر نخواهم...
ندا آمد: امورت را به او واگذار کن و برو...
**********************
کعبه را گفتم تو از خاکی من از خاک
چرا باید به دورت من بگردم؟
ندا آمد: تو با پا آمدی باید بگردی
برو با دل بیا تا من بگردم
***********************

وزیر کشور در حالی از مشارکت 64.2 درصدی مردم در انتخابات مجلس نهم خبر داد که دو سال و نیم قبل در شرایطی که برخی خواص مردود در رعب فتنههای خیابانی جریان فتنه قرار گرفته بودند و بهرغم هشدارها و انذارهای مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر اعلام موضع صریح و بهدور از کلیگویی، یا سکوت میکردند و یا با اظهارنظرهای مبهم، آب به آسیاب فتنه میریختند، رهبر انقلاب در نماز جمعه 20 شهریور 88، در یک پیشبینی الهی و معجزهگونه، چنین اتفاق بزرگی را پیشبینی کردند.
به گزارش رجانیوز، ایشان تأکید فرمودند که "مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. انشاء اللّه خواهید دید در انتخابات آینده -که حالا دو سه سال دیگر است- همین مردم با وجود همین بازیگرىاى که مخالفان و دشمنان و غافلان و بى خبران داخلى کردند، یک حضور مستحکمِ قوىاى در انتخابات خواهند داشت."
رهبر معظم انقلاب در بیانات خود به فاز تردید افکنی دشمن و تلاش برای خدشه در اعتماد عمومی به نظام اشاره کردند. ادعای بی اعتمادی مردم به نظام و سلامت انتخابات و محفوظ ماندن رأیشان در حالی طی آن دوره از سوی رسانههای بیگانه و ضد انقلاب پمپاژ میشد که برخی فریبخوردگان داخلی یا افراد متمایل به فتنه و خواص مردود نیز همین ادعا را تکرار میکردند.
بهعنوان نمونه، مهدی خزعلی از عوامل فتنه، چندی قبل در گفتوگو با یک شبکه سلطنتطلب اظهار داشت که پس از آزادی از بازداشت قبلیاش به دیدار هاشمی رفسنجانی رفته و هاشمی در این دیدار گفته است که اعتماد مردم با یک انتخابات سالم نیز باز نمیگردد و باید دو، سه انتخابات دیگر برگزار شود، تا اعتماد مردم بازگردد. هاشمی حدود دو هفته قبل نیز در مصاحبه با روزنامه شرق بهطور تلویحی همین مسئله را بیان کرد و گفت: «باید انتخاباتهای کاملا قانونی و آزاد انجام شود و مردم احساس کنند که رایشان در جامعه موثر است. اگر دو، سه تا انتخابات خوب برگزار شود فکر میکنم مهم است... فکر میکنم همه ما باید هماهنگ کنیم و انتخاباتی کاملا شایسته برگزار شود و مجلس و سپس دولتی همانگونه که مردم بخواهند تشکیل شود. دو، سه تا انتخابات، انتخابات مجلس، شوراها، ریاستجمهوری پشت سر هم اینگونه شود، درون جامعه خیلی به هم نزدیک میشود.»
اما بر خلاف تبلیغات مسموم دشمن و عوامل داخلی آن در مورد مخدوش شدن اعتماد عمومی به سلامت انتخابات و اطمینان نداشتن آنها از محفوظ ماندن رأیشان، رهبر معظم انقلاب بر حضور قوی و مستحکم ملت در انتخابات بعدی تأکید کردند.
«همهى این بلواهایى که شما مشاهده کردید در دورهى بعد از انتخابات پیش آمد و پیش آوردند و آنها حمایت کردند، براى همین بود که شاید بتوانند پشتوانهى مردمى انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگیرند. بنده عرض کردم نشانهى اعتماد مردم به این نظام، حضور 40 میلیونى در انتخابات بود.
حالا در رادیوهاى بیگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تکرار که بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! این، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتیم اینى که 85 درصد مردم مى آیند رأى میدهند، 40 میلیون پاى صندوقها مى آیند، به هر کسى که رأى میدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانهى اعتماد مردم به نظام است -که حقیقت قضیه هم همین است- اینها براى اینکه این حرف را دروغ از آب در بیاورند، مکرر در مکرر تبلیغات کردند که اعتماد مردم از دست رفته؛ چه کار کنیم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه کار کنیم که اعتماد برگردد!
مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. انشاء اللّه خواهید دید در انتخابات آینده -که حالا دو سه سال دیگر است- همین مردم با وجود همین بازیگرىاى که مخالفان و دشمنان و غافلان و بى خبران داخلى کردند، یک حضور مستحکمِ قوىاى در انتخابات خواهند داشت.»
ملت ایران در انتخابات 12 اسفند بمب اتم حضور خود را منفجر میکند...
رئیس سازمان بسیج مستضعفان با بیان اینکه ملت هوشیار ما در روز انتخابات با حضور گسترده خود پاسخ محکمی به جنایات صهیونیست ها خواهند داد، گفت: ملت ایران در انتخابات 12 اسفند بمب اتم حضور خود را منفجر خواهند کرد.
سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفان در حاشیه مراسم بزرگداشت شهید مصطفی احمدی روشن که در مسجد دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد در جمع خبرنگاران اظهار داشت: قلب دشمنان و صهیونیست به دلیل ظلم و جنایات علیه ملت های دنیا زایل شده است و قدرت محاسبه صحیح را از آنها گرفته است. بنابراین دست به اعمالی می زنند که به ضرر آنها است.
وی گفت: آنها مدعی اند ایران به دنبال بمب هسته ای است در حالی که مردم ایران بمب هسته ای خود را علیه آنها منفجر کرده است. نمونه های آن را در پیروزی انقلاب اسلامی، فتح لانه جاسوسی، پیروزی در غزه و لبنان نشان داده است که نمونه دیگر بمب هسته ای خود را در روز 12 اسفند که روز انتخابات است علیه دشمنان منفجر خواهد کرد.
رئیس سازمان بسیج مستضعفان ادامه داد: دشمنان شکست خورده ما نتیجه ای از جنایات خود نخواهند گرفت آنها تلاش می کنند که حرکات جهاد علمی ما را کند کنند ولی برعکس خواسته آنها جوانان متدین و متعهد ما با انگیزه بیشتر پا به عرصه جهاد علمی خواهند گذاشت و خواهیم دید که معدل جوانان بسیجی ما در سال ها ی آینده چند نمره بالاتر خواهد رفت.
سردار نقدی افزود: شهادت های متفکران عرصه جهاد علمی جوانان بسیجی ما را بیدارتر کرده است و آنها به خوبی متوجه شدند که عرصه جهاد علمی جبهه مبارزه با دشمن است و دشمنان را به خشم می آورد که از روی استیصال دست به ترور جوانان متفکر ما می زنند. آنها نخواهند توانست جوانان ما را دلسرد و از سرعت پیشرفت علمی باز بدارند، لذا معتقدم ملت هوشیار ما در روز انتخابات با حضور گسترده خود پاسخ محکمی به این جنایات صهیونیست ها خواهند داد.
وی همچنین خاطرنشان کرد: در دوره ای که در آن به سر می بریم، مانند دوره آخر رژیم شاه و البته آمریکاست که هر اندازه در آن زمان دست و پا می زد و اقداماتی انجام می داد، نتیجه معکوس می گرفت. دشمنان کنونی هم باید بدانند که از این اقدامات نتیجه ای نخواهند گرفت بلکه حقانیت ما بیشتر برای دنیا اثبات می شود و روزی که حرکت بزرگ ملت ها برای آزادی قدس آغاز شود، همه مردم دنیا حق را به قیام دهندگان می دهند.
بررسی تحلیلی تاریخ دو قرن اخیر ایران ، بخصوص سالهای پس از 1300 از جهات بسیاری حائز اهمیت است . چگونگی نفوذ ، حضور و سلطه استعمار و جابهجایی دو امپراتوری استعماری و چگونگی برخورد جریانهای فکری مختلف با مسائل سیاسی و فرهنگی و همچنین نقش مردم از زمانهای مختلف و تاثیر حضور آنان در تحولات سیاسی ـ اجتماعی ، برای سیاستگزاران و مدیران کشور بشدت مورد نیاز میباشد.علل و عوامل شکلگیری و چگونگی روند انقلاب اسلامی از دهه 40 تا کنون همچنان مورد بحث و بررسی و اختلاف نظر میباشد. هر یک از گروهها و جریانهای سیاسی و اعتقادی به گونهای موضوع را تجزیه وتحلیل و نتیجه گیری کردهاند.
اگر چه بسیاری سعی کردهاند این انقلاب را در ردیف سایر انقلابها و تحولات معمول دنیا بدانند اما در عمل نظرات آنان با واقعیتها فاصله زیادی دارد. زیرا نیروی این انقلاب مردمی و اسلامی بدون هیچگونه مرزبندی طبقاتی و گروهی بوده و ایدئولوژی ان اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله میباشد که سازش با نظامهای رایج دنیا ندارد و رهبری آن توسط یکی از مردان کم نظیر تاریخ حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) با ویژگیهای خاص خود بود. به همین دلیل جریانات و تحولات قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مخالف غالب تحلیها و پیش بینیهای سیاستمداران وتحلیگران سیاسی بود.واقعیت این است که دنیا با چنین انقلابی آشنایی نداشت و لذا در برخورد با آن نیز شیوهها و روشهای معمول را به کار میگرفت که کارآیی و تاثیر چندانی در سیر جریان دیده نشد. اگر نظرهای مختلفی که در مورد علل تکوین وداوم انقلاب مطرح شده تدوین شود طبعاً صاحبنظران داخلی تائید میکنند، این است که عوامل اساسی انقلاب عبارتند از :
1. رهبری حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی که با شیوهای استثنایی و فوقالعاده رهبری و فرماندهی را به عهده گرفتند و تا پیروزی نهایی هدایت جریانات را به نحو احسن انجام دادند. ویژگیهای شخصی و رهبری امام خود موضوع بحثی جدید در جامعه شناسی سیاسی میباشد.
2. حضور یکپارچه و متحد مردم در تمامی صحنهها قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، آن چنان توان و قوتی ایجاد نمود که هیچگونه امکانی برای مقابله با آن در اختیار رژیم شاه و اربابانش نبود.
3. اعتقاد به اسلام و موازین و ارزشهای آن و همچنین عشق به خاندان پیامبر و اسوه بودن آنان برای مردم و الهام از زندگی و شهادت آنان در راه خدا خصوصاً درس گرفتن از عاشورا، آن چنان تحولی به وجود آورد که نه تنها برای خارجیان بلکه برای سران و کارگزاران سیاسی ـ امنیتی رژیم شاه هم بخوبی شناخته شده نبود.
به همین دلیل در کلیه تجزیه و تحلیهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی اعتقادات مردم و نقش ونفوذ علما مورد توجه نبود واتفاقاً مهمترین انگیزه انقلاب هم بیاعتنایی و تضعیف اسلام در امور مختلف کشور توسط رژیم شاه بود.بعضی تلاش کردهاند تا مدرنیسم و صنعتی شدن، توسعه ارتباطات و مبادلات با غرب را علت اصلی بروز انقلاب اسلامی تحلیل و تبلیغ نمایند اما واقعیت این است که مقابله با مظاهر فاسد فرهنگ غرب و تهاجم همه جانبه سلطه استعماری برای از بین بردن هویت اعتقادی و فرهنگی یکی از عوامل اصلی انقلاب مردم مسلمان بود. زیرا اسلام با روابط مناسب و سازنده و مبادلات منطقی مخالف نیست بلکه تایید کننده و مشوق است.به طور خلاصه میتوان گفت 22 بهمن 1357 نه تنها سرآغاز دوران جدیدی در تاریخ تحولات ایران بود، بلکه تغییرات زیادی را در سطح منطقه و در سطح بینالمللی به دنبال داشته است .
انقلاب از دیدگاه اسلام
دیدگاه اسلام در مورد انقلاب، با تفسیر و تحلیل غربی و مارکسیستی آن کاملاً تفاوت دارد. در تحلیل اسلامی، مهمترین عامل انقلاب، آرمانخواهی و عقیده به مکتبی است که نخست گروه پیشرو و مجاهدان را وارد میدان مبارزه انقلابی میکند و سپس با بسیج تودههای گسترده مردم، انقلاب را به درون جامعه کشانده، از طریق تودههای مردم به پیروزی میرساند. از دیدگاه اسلام، انقلابْ نوعی جهاد داخلی است که در آن گروهی برای خدا میجنگند و گروه دیگر مانع راه خدایند.
انقلاب اسلامی
در انقلاب اسلامی، عناصر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هر کدام به گونهای تأثیر گذارند. نیز در کنار این عناصر، بر خشم قهرآمیز مردم تکیه میشود. البته میتوان ویژگیهای اصلی انقلاب اسلامی را در تعریف زیر مطالعه کرد: «انقلاب اسلامی، دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن، منطبق بر جهانبینی و موازین و ارزشهای اسلامی و نظام امامت و بر اساس آگاهی و ایمان مردم، و نیز حرکت پیشگام صالحان و قیام قهرآمیز تودههای مردم است».
فرایند انقلاب اسلامی
مقام معظم رهبری در پیام خود به مناسبت بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1377 چنین میفرماید: «امام بزرگوار ما با تکیه به تعالیم اسلام ناب محمدی صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، و با اعتماد به ایمان دینی مردم، و با شجاعت و اخلاص و توکل کمنظیر خود، راه مبارزه را در میان سختیها و مصائب طاقتفرسا گشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبرگونه ذهن و دل مردم را با واقعیتهای تلخ و راه علاج آن آشنا کرد. ملت ایران که از اولین قدمها به ندای این مرد الهی و روحانی گوش فرا داده و به منطق حق و درس روشنگر او دل بسته بودند، با انگیزه نیرومند ایمان و عشق به اسلام، فداکاریها و جانفشانیهای فراموشناشدنی کردند. امام بزرگوار ما در این مدت، در عین هدایت مردم و گستردن دامنه آگاهی همگانی و کشاندن توده میلیونی به مبارزه، اندیشه حکومت اسلامی را نضج و قوام بخشید و در مقابل دو مکتب رایج سیاسی عالم... راه اسلامی را مطرح کرد که در آن بر دو عنصر دین و انسان به طور اساسی تکیه شده و ایمان دینی و اراده مردمی بزرگترین شاخصه آن است».
ماهیت انقلاب اسلامی
بزرگترین تحول قرن بیستم
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بزرگترین تحول جهانی قرن بیستم به وقوع پیوست. بنیان گذار این انقلاب با قیام خود، غرور ملتهای مستضعفی را که سالیانی مدید مورد ظلم قرار گرفته بودند، به آنان باز گرداند. او نه تنها سرنوشت کشورش را تغییر داد، بلکه میلیونها انسان گمگشته در برهوت جاهلیت عصر مدرن را به بازگشتی دوباره به معنویت و یکتاپرستی فراخواند.
پیروزی انقلاب اسلامی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، ناظران را با پدیدهای تازه در صحنه سیاسی جهان روبهرو ساخت. این پدیده بنا به ماهیت، اهداف و سرنوشت خود، در هیچیک از معیارهای سیاسی جهان نمیگنجد.
از آنجا که انقلابهای آزادیبخش ملی، بر ضد سلطه امپریالیستی شکل میگیرد و رژیم شاه در ایران نیز در طول انقلاب به عنوان رژیم دست نشانده امپریالیسم آمریکا بود، برخی آن را به عنوان حرکتی ضدامپریالیستی و در گروه انقلابهای آزادیبخش ملی قرار میدهند. اما با وجود جنبه ضدامپریالیستی انقلاب و نیز وابستگی رژیم پهلوی از کودتای 28 مرداد 1332 به حمایتها و کمکهای مستقیم آمریکا، از آنجا که اصطلاح «انقلاب آزادیبخش» به جنبشهایی گفته میشود که بر ضد سلطه مستقیم خارجی شکل میگیرد، کاربرد آن در مورد انقلاب ایران چندان راهگشا نیست.
انقلاب اجتماعی
اصطلاح انقلاب اجتماعی، درباره انقلابهایی به کار میرود که بر اثر آنها تحولات ساختاری اقتصادی ـ اجتماعی چشمگیری شکل میگیرد. برخی چون اِسکاچْپول که تحولات اجتماعیِ ناشی از انقلابها را به شکل وسیعتر تعریف میکنند، بر آناند که انقلاب ایران، انقلابی اجتماعی است؛ زیرا با دگرگونیهای ساختاری و ارزشیِ وسیعی همراه بوده است.
انقلاب اسلامی و همگانی
از آنجا که انقلاب ایران به روشنی بر جنبش سراسری و چند طبقهای متکی بود، بسیاری از تحلیلگرانِ انقلاب، آن را انقلابی مردمی یا مردمگرا میدانند. تردیدی نیست که انقلاب ایران از نظر نوع ائتلاف قشرهای مختلف اجتماعی در آن، پدیدهای کمنظیر به شمار میآید و به همین دلیل «انقلاب مردمی» قلمداد کردنِ آن جایز به نظر میرسد. البته انقلاب ایران بیشتر از هر عنوانی با نام «انقلاب اسلامی» مطرح شده است. به نظر میرسد که با توجه به گفتمان حاکم بر انقلاب ایران، رهبری انقلاب و همچنین شکل دولت و روابط اجتماعی بعد از آن، جا دارد که انقلاب ایران به عنوان انقلاب اسلامی مطرح شود.
زمینههای تأثیرپذیری جنبشهای اسلامی از انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی ایران بر جنبشهای سیاسی ـ اسلامیِ معاصر تأثیر گذاشت؛ زیرا موارد مشترک فراوانی بین انقلاب اسلامی ایران و این جنبش دیده میشود که این تأثیر را فراهم آورد. این زمینهها که از آنها به عنوان عامل همگرایی یا عناصر همسویی و همرنگی نیز میتوان یاد کرد، عبارت است از عقیده مشترک، دشمن مشترک، هدف مشترک، وحدتطلبی و مردمگرایی.
عقیده مشترک
انقلاب اسلامی ایران، همانند هر جنبش اسلامی دیگر، به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم معتقد است، کعبه را قبله آرزوهای معنوی خود میداند، قرآن را کلام خداوند و منجی بشر گمراه میپندارد، و به دنیای پس از مرگ و صلح و برادری و برابری ایمان دارد؛ همان گونه که امام خمینی رحمهالله فرمود: «در کلمه توحید که مشترک بین همه است، در مصالح اسلامی که مشترک بین همه است، با هم توحیدِ کلمه کنید».
دشمن مشترک
انقلاب اسلامی و جنبشهای اسلامی، دشمن مشترکی دارند. این دشمن مشترک که همان استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و اسرائیل است، همانند کفار قریش، مغولان وحشی، استعمارگران اروپایی و صربهای نژاد پرست و...، کیان اسلام را تهدید میکند. در مقابل، انقلاب اسلامی با طرح شعار «نه شرقی نه غربی» عَلَم مبارزه بر ضد دشمن مشترک جهان اسلام را به دوش گرفته است.
هدف مشترک
هدف انقلاب اسلامی ایران و جنبشهای اسلامی معاصر، برچیده شدن فساد، اجرای قوانین اسلام، استقرار حکومت اسلامی در جامعه مسلمانان، و به اهتزاز درآوردن پرچم لا اله الا الله در سراسر جهان با تکیه بر قدرت الهی و تودههای مردم است. البته برخی از جنبشهای سیاسی معاصر، فقط عمل به احکام اسلام را در کشورهای خود میخواهند و برخی نیز خواستار تشکیل حکومتی مستقل، بدون تأکید بر شکل اسلامی حکومت هستند.
بنابراین میتوان گفت که جنبشهای اسلامی معاصر، حیات خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند؛ زیرا انقلاب اسلامی به اسلام و مسلمانان حیاتی تازه بخشید، آنان را از عزلت و حقارت نجات داد و اسلام را به عنوان تنها راهحل برای زندگی سیاسی مسلمانان مطرح ساخت.
وحدتطلبی و مردمگرایی
تکیه و تأکید انقلاب اسلامی و رهبری آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهبهای اسلامی در نیل به پیروزی در صحنه داخلی و خارجی، زمینه گرایش جنبشهای اسلامی معاصر به سوی انقلاب اسلامی است؛ زیرا انقلاب اسلامی با الگو قرار دادن اسلام ناب محمدی صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، هیچ تفاوتی بین مسلمانان سیاه و سفید، و غربی و شرقی قائل نیست و بر جنبههای اختلاف برانگیز در بین مسلمانان پافشاری نمیکند؛ بلکه با برگزاری هفته وحدت، برپایی روز قدس، صدور فتوای امام خمینی رحمهالله علیه سلمان رشدی و...، در راه اتحاد مسلمانان گام برداشته است. به همین دلیل، انواع گروههای غیرشیعی و حتی جنبشهای آزادیبخش غیراسلامی، انقلاب اسلامی ایران را الگوی خود قرار دادهاند. مردمگرایی انقلاب اسلامی نیز، عاملی در گسترش انقلاب و پذیرش آن از سوی ملتهای مسلمان بوده است.
برچسب ها : دانسننی های انقلاب اسلامی ایران ,
طرح روز/ دیو چو بیرون رود فرشته درآید
برچسب ها : عکس و پوستر کارت پستال مخصوص دهه فجر ,
سلام بر تو ای فرستاده خوبی ها، ای مهربانترین فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمین فرا خوانده شدی تا انسان را با معنای واقعی اش آشنا کنی. تو، آفتاب روشن حقیقت بودی در شام تیره زندگی. از مشرق دلها برآمدی و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست.
در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود:
" فراق نزدیک شده و بازگشت به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى گذارم و مى روم: کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود."
در حجه الوداع در هنگام رمى جمرات فرمود: "مناسک خود را از من فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید."
روزى به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین و نگرانند. پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بن ابیطالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: "به من خبر داده اند شما از مرگ پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد."
روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود: " کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام."
در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:
"اى مردم! آتش فتنه ها شعله ور گردیده و فتنه ها همچون پارههاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم
( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می رسید."
آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد: " ای رسول خدا ، می ترسم طاقت این کار را نداشته باشم. "
پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد . آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.
فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید." ام سلمه، همسر پیامبر گفت: " علی را بگویید بیاید. زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست." هنگامی که علی (ع) آمد ، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:
"علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم."
سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
جلوه هایی از حقیقت وجودی نبی اکرم (ص) در قرآن کریم
از عایشه پرسیدند: اخلاق پیامبر چگونه بود؟ پاسخ داد: ?خلق و خوی پیامبر(ص)، قرآن بود.? شخصیت جامع و چند بعدی پیامبر اسلام و کمال و عظمت معرفتی، اخلاقی و وجودی آن بزرگوار، قرآن مجسم و ناطق است که به عنوان نماد مطلق و تام ?انسان کامل? در میان آدمیان، حجت و الگویی ماندگار می باشد.
اگر قرآن کریم، کلام تشریعی حضرت حق است، پیامبر اکرم (ص) کلمه الله الاعظم و کلام تکوینی خدا است. اگر قرآن کتابی است با حقایق جاودانه و همیشگی، پیامبر اکرم (ص) نیز حقیقتی عینی و جاودانه است. اگر قرآن بطون و لایه های معنایی و مصداقی عمیق و گسترده ای دارد که تلاش برای کشف آن حقایق باید استمرار داشته باشد، پیامبر اکرم (ص) نیز ذخیره ای تمام نشدنی و حقیقتی است عینی و انسانی، که شناخت ابعاد مختلف شخصیت ایشان و دستیابی به عمق سیره، سلوک و سنت آن حضرت به جهاد و اجتهادی مستمر نیازمند است. اگر نیاز بشریت به قرآن هرگز پایان نمی یابد و تکامل علمی و اجتماعی انسان، نیاز او را به حقایق قرآن کریم نه تنها کاهش نمی دهد که روزافزون می سازد، نیاز انسان امروز و فردا به پیامبر اکرم(ص) و درس ها و آموزه های ایشان پایان ناپذیر است و اگر اسلام خاتم ادیان و قرآن خاتم کتب آسمانی است، پیامبر اکرم (ص) خاتم النبیاء و قله رفیع کمال انسانی است. او خلیفه الله الاعظم و واسطه ابدی نزول فیض الهی است که: ?و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین?. قرآن کریم نسخه مکتوب حقیقت نور محمدی (ص) است و پیامبر اکرم (ص) آینه تمام نمای صفات حسنای حق و نور مطلق خداوند متعال بر عالم و آدم.
پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: علی! کسی جز تو و من خدا را نشناخت و کسی جز خدا و تو مرا نشناخت و کسی جز خدا و من تو را نشناخت. شناخت و معرفت حضرت حق- جل و علا- در حد اعلایی که برای غیرخدا میسر است، جز برای کسانی که در کانون نور محمد (ص) و علی (ع) قرار دارند، امکان پذیر نیست، چرا که این معرفت و شناخت معرفتی است شهودی و نه ذهنی، معرفتی است متناسب با اوج کمال و تعالی شناسنده، نه مدرسه ای و استدلالی. از آن سو نیز معرفت تام نبی (ص) و وحی (ع) جز برای حضرت حق، برای کسی حاصل نمی شود، چرا که دیگران همه فروتر از این دو وجود مقدس- که نور واحدی از منشأ واحدند- می باشند و دستیابی به معرفت تام آنان برایشان مقدور نخواهد بود. حضرت حق در قرآن کریم فراوان درباره پیامبر اکرم (ص) و معرفی ایشان سخن گفته است که برای آشنایی با جایگاه عظیم نبی اکرم (ص) به این آیات باید مراجعه کرد: در قرآن کریم اطاعت خدا و پیامبر (ص) در کنار هم مطرح و اطاعت از رسول خدا، همان اطاعت خدا شمرده شده است. آزار و ایذاء پیامبر اکرم (ص) موجب عذاب دردناک و لعنت خداوند در دنیا و آخرت تلقی شده و دوستی خداوند متعال مشروط به اطاعت از پیامبر اکرم (ص) گردیده است. خلق و خوی الهی پیامبر اکرم و رحمت و عطوفت آن حضرت مایه انسجام و وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبیر ?وانک لعلی خلق عظیم?، توصیف شده، تعبیری که تنها درباره پیامبر به کار رفته است. پیامبر اکرم (ص) عامل رهایی و آزادی مردمان از زنجیرها و بندهای سخت معرفی شده است.
بندهایی که از سویی خرافات و عادات زشت و از سوی دیگر ستمگران و سلطه جویان بر فکر و اندیشه و رفتار و حرکت تعالی جویانه انسان ها ایجاد کرده اند. او ?عبدخدا? معرفی شده است که با عبودیت و بندگی ذات حق، به عالی ترین درجه عبودیت دست یافته و از همه تعلقات و وابستگی ها رها شده است. گستره فیض و لطف نبی اکرم نه تنها همه مردمان و آدمیان که عالمیان را شامل شده و آن حضرت به عنوان ?رحمه للعالمین? معرفی شده است.... این توصیف ها گوشه ای از معرفی پیامبر (ص) در قرآن است که مروری همراه با تأمل و درنگ در این آیات و دیگر آیات، می تواند آفاق و ابعاد شخصیت الهی نبی اکرم (ص) را برای ما روشن سازد.
علاوه بر این، برخی سوره های قرآن کریم اساساً در شأن پیامبر اکرم (ص) است و این غیر از سوره هایی است که به وجود مبارک آن حضرت تأویل شده است. ?یس? که قلب قرآن کریم است و سرچشمه هایی از معرفت و حکمت از آن جاری است، به پیامبر اکرم (ص) منسوب است. سوره 47 قرآن کریم به نام نامی آن بزرگوار نام نهاده شده است: "محمد" (ص)، علاوه براین سوره فتح، سوره حجرات، سوره نجم، سوره مجادله، سوره تحریم، سوره قلم، سوره مزمل، سوره مدثر، سوره بلد، سوره ضحی، سوره شرح (انشراح)، سوره تین، سوره علق، سوره قدر، سوره کوثر برخی از سوره هایی است که ناظر به شأن و جایگاه عظیم و مرتبه رفیع آن حضرت در پیشگاه خداوند متعال است. هر کدام از این سوره ها و آیات نورانی آن، مالامال از حرمت و لطفی است که خالق متعال برای این برترین بنده مقرب خود قائل است.
در اینجا وصیت نامه امام مجتبی علیه السلام را که خطاب به برادر خود امام حسین علیه السلام است را می آوریم تا با گوش دل آخرین توصیه های امام خود را شنوا و سپس عامل باشیم.
و این هم وصیتی است که از امالی شیخ(ره) نقل شده که به برادرش امام حسین(ع) فرمود:
" هذا ما اوصی به الحسن بن علی الی اخیه الحسین بن علی: اوصی انه یشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، و انه یعبده حق عبادته، لا شریک له فی الملک، ولا ولی له من الذل، و انه خلق کل شیء فقدره تقدیرا، و انه اولی من عبد، و احق من حمد، من اطاعه رشد، و من عصاه غوی، و من تاب الیه اهتدی.
فانی اوصیک یا حسین بمن خلفت من اهلی و ولدی و اهل بیتک ان تصفح عن مسیئهم، و تقبل من محسنهم، و تکون لهم خلفا و والدا، و ان تدفننی مع رسول الله صلی الله علیه و آله فانی احق به و ببیته، فان ابوا علیک فانشدک الله بالقرابة التی قرب الله عزوجل منک و الرحم الماسة من رسول الله صلی الله علیه و آله ان تهریق فی محجمة من دم، حتی نلقی رسول الله صلی الله علیه و آله فنختصم الیه و نخبره بما کان من الناس الینا بعده" ثم قبض (ع) .(1)
" این است آنچه وصیت می کند بدان حسن بن علی به برادرش حسین بن علی: وصیت می کند که گواهی دهد معبودی جز خدای یکتا نیست که شریک ندارد، او پرستش می کند او را بدان جهت که شایسته پرستش است، شریکی در سلطنت ندارد و سرپرستی از خواری برای او نیست، و براستی که هر چیزی را او آفریده و بخوبی و به طور کامل اندازه گیری آن را مقدر فرموده، و شایسته ترین معبود، و سزاوارترین کسی است که او را ستایش کنند، هر که فرمانبرداری او کند راه رشد را یافته، و هر کس که نافرمانیش کند به گمراهی و سرگشتگی افتاده و هر کس به سوی او بازگردد راهنمایی گشته است.
من تو را سفارش می کنم ای حسین به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت که از بدکارشان درگذری، و از نیکوکارشان بپذیری، و برای آنها جانشینی و پدری مهربان باشی، و دیگر آنکه مرا کنار رسول خدا دفن کنی که من به او و خانه او شایسته تر از دیگران هستم...
و اگر از این کار مانع شدند و جلوگیری کردند، من تو را به حق قرابت و نزدیکی که خدا برای تو قرار داده و قرابتی که با رسول خدا داری سوگندت می دهم که اجازه ندهی در این راه به خاطر من به اندازه خونی که از حجامت گرفته می شود خون ریخته شود تا آنگاه که رسول خدا(ص) را دیدار کنیم و شکایت خود به نزد او بریم، و آنچه از این مردم پس از وی بر سر ما رفته به او گزارش کنیم..."
این را فرمود و از دنیا رفت، درود خدا بر او باد.
و در روایت شیخ مفید(ره) اینگونه آمده که پس از جریان مسموم شدن خود فرمود:
" فاذا قضیت فغمضنی و غسلنی و کفنی و احملنی علی سریری الی قبر جدی رسول الله (ص) لا جدد به عهدا، ثم ردنی الی قبر جدتی فاطمة بنت اسد رضی الله عنها فادفنی هناک، و ستعلم یا ابن ام ان القوم یظنون انکم تریدون دفنی عند رسول الله(ص) فیجلبون فی ذلک، و یمنعونکم منه، و بالله اقسم علیک ان تهریق فی امری محجمة دم". " چون من از دنیا رفتم، چشم مرا بپوشان و مرا غسل ده و کفن نما، و مرا در تابوت و به سوی قبر جدم رسول خدا(ص) ببر تا دیداری با او تازه کنم، سپس به سوی قبر جده ام فاطمة بنت اسد رضی الله عنها ببر و در آنجا دفنم کن، و زود است بدانی ای برادر که مردم گمان کنند شما می خواهید مرا کنار رسول خدا(ص) به خاک بسپارید، پس در این باره گرد آیند و از شما جلوگیری کنند، تو را به خدا سوگند دهم مبادا درباره من به اندازه شیشه حجامتی خون ریخته شود."
برچسب ها : رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) ,
رزمنده ای که خودش گمنام ، ولی عکسش آشنا
پیرمرد رزمنده حاج علیقلی علی بیگی بنی فرزند میرزاجان متولد 1312ساکن استان چهار محال و بختیاری ( شهر بن) طی سه دوره یکی در سال 1360 عملیات فتح المبین و در سال 1362 عملیات خیبر و در سال 1365 عملیات کربلای پنج در دفاع مقدس حضور داشته است و داری 25 درصد جانبازی می باشد . عکس ذیل به زبان خودش:« در عملیات خیبر سال 62 در جزیره مجنون سوار بر قایق بودیم که یک خبرنگار نیز با ما بود که این عکس را از ما گرفت . ایشان می گوید رزمنده جوانی که کلاه مشکی بر سر دارد اهل جونقان است و دو نفر رزمنده جوان دیگر اهل شهرک (شهر کیان) و چهارمین نفرشهید فردوسی اهل شهرکرد می باشند . »
ایشان می گوید: سال 1371 که امام خامنه ای(دام ظله)به استان ماسفر کردند سراغ من را گرفته بودند و گفته بودند به این رزمنده بگویید بیاید پیش من ، من هم به حضور او رفتم وقتی من در کنار ایشان بودم از ما خیلی عکس گرفتند .که یک نمونه از آن عکسها را خودم داشتم که چند سال پیش در اصفهان به یکی از اقوام دادم.»
حاج علی قلی می گوید سفر حج عمره مشرف شده است ولی خیلی دوست دارد سفر حج تمتع برود و چند سال هم هست که نام نویسی کرده است و تا حالا چندین بار هم اسمش در آمده است ولی به علت مشکل جسمی و کهولت سن به او اجازه سفر به حج تمتع را نمی دهند که این آرزو همچنان در دل او مانده است.
تاریخ عکس:1362 تاریخ عکس: 1390
نقل از وبلاگ آرزوی من شهادت http://www.arezoy-man.blogfa.com/
برچسب ها : آشنای غریب ,
